حلق آويز مي كنم
خودم را
با مژگانت
از طاق ابروهات
تشييع مي كنند
جنازه ام را
در شب چشمانت
و به خاك تنت مي سپارند
فردا
سپورها اعلاميه هايم را از ديوارها مي روبند
اما يادشان مي رود
شعرهايم از سينه ات پاك كنند
و پيامبري ديگر زاده مي شود
تا به كودكان شهر بياموزد
عشق تنها دروغ دوست داشتني دنياست
و عاشق تنها دروغگويي ست كه بهشت مي رود
نظرات (5)
شعراتو عشقه
ارسال شده توسط memoparsajoo | October 5, 2009 10:52 AM
ارسال شده در October 5, 2009 10:52
بعد میگید چرا دروغ اپیدمی شده؟!!!
ارسال شده توسط ari | October 6, 2009 11:39 AM
ارسال شده در October 6, 2009 11:39
عشق نهایت پاکی است برادر! مثل چشمان معشوق
ارسال شده توسط عادله | October 8, 2009 12:57 PM
ارسال شده در October 8, 2009 12:57
قربون این قلمت برم که خوشگل مینویسه، اجاز هس بخورمش?!
ارسال شده توسط نیما | October 28, 2009 1:28 PM
ارسال شده در October 28, 2009 13:28
سلام بر یار یه زمانی غار همیشه کارات قشنگ بوده اینم به دلم نشست خواهشن باز به ما از اون نگاه های عاقل اندر سفیه نندازو درشت بارمون نکن . مواظب خودت باش یا علی
ارسال شده توسط علی یوسفی نژاد | December 12, 2009 1:18 PM
ارسال شده در December 12, 2009 13:18