« February 2009 | صفحه اصلی | May 2009 »

April 2009 آرشیو

April 2, 2009

دیوارپوش

دیوارهای شهر را ...
...پیراهن چشم تو پوشانده!

+ اگر بدانی این روزهای نبودنت چگونه گذشت ........بهار برای من از لحظه بازگشتت آغاز شد!
+برای آدم نقطه بازی مثل من .....که تمام حرف هایش را سه نقطه ها می زنند....سکوت یعنی یک دنیا حرف!
+هر چیزی طعم خودش را دارد!عطر خودش را!بهار فصلی سرشار از طعم هاست و عطرها .....اما ....هر چیزی طعم خودش را دارد و عطر خودش را!طعم و عطر تنهایی جبری شکنجه آور است!
+دلم برای آن مجتبی مغرور – به زعم شما- لک زده است!
+گاهی حسابی در مقابل بزرگی پدر مچاله می شوم!!
+بارها گفته ام این دنیای مجازی با تمام سوتفاهماتش .....با تمام دروغ های شاخدارش......چند نفری را به من هدیه کرده که داشتنشان غنیمت ست در این دنیای بی دوست!وقتی نامتان روی صفحه گوشی ام نقش می بندد....ناگاه آرامش عجیبی تن این طوفان زده را در می نوردد!تنها مهربانانه باید بگویم ممنونم از بودنتان....
+دعایمان کنید به حرمت رفاقت....

April 9, 2009

دلهره

قد دلهره هايم
...................از درخت گردوي حياط بي بي زهرا
................................................................. بلندتر شده است!
آفتاب من
............خودت را از ميان شاخه ها
..............................................به اين سنگ بتابان!
..................................................................هنوز براي ياقوت شدن فرصت داريم!

+ شب سختي گذشت .....پر از دلهره......شب سخت تري در پيش است ....جاي دوري نمي رود دعايمان كنيد!

April 26, 2009

توهمات

آدم های این عصر از توهمات ساخته شده اند.پوشیده شده اند از توهماتی در مورد خودشان و دیگران! و جالب ماجرا اینجاست که این توهمات در غالب مواقع به حدی مضحکند که کودکان را به خنده وا می دارند.آدم های این عصر یاد گرفته اند که از دیگران تصویرسازی کنند و دنیای ماشینی ما چه تصویرهای غیر واقعی ای را که به آنها دیکته نمی کند!نه اینکه آدم ها بد شده باشند نا!گمان می برم آدم ها به تصویرسازی های اشتباهی دچار شده اند و آن زمان که واقعیت را می بینند و تصویر ساخته شده را موهومی درک می کنند برچسب بد شدن آدم ها و زمانه را برای رهاسازی وجدانشان می آفرینند.دنیای ما مملو از این توهمات تصویر سازی شده است.
آدم های متوهم همیشه طلبکارند ، از دیگران و زمین و زمان و خدا و ......و چه روزگار بدی دارند متوهمانی که در دو سنگر درون و برون دچار توهم هستند.کاش روزی آدم های بت پرستی را کنار می گذاشتند.کاش بت درونشان را می شکستند.کاش آدم ها روزی چشمهاشان را باز می کردند و می دیدند و کاش آدم ها ذوقشان را برای مقوله های بزرگتری خرج می کردند نه تصویر کردن یک توهم!
پ.ن.1:خوشحالم که هیچ تعریفی مرا به توهم نبرد که آدم خاصی هستم!خوشحالم که سعی می کنم چشمهام را باز نگه دارم تا واقعیت را ببینم ......نه توهم را!
پ.ن.2:دلم به درد آمد.......بعد از چند روز هنوز نتوانستم ببخشمت......دعا می کنم روزی از توهم دربیایی......
پ.ن.3:گفت :"باز هم تشریف بیارین .....البته با خنده .....آقا مجتبی می دونین چند وقته خنده تون رو ندیدم؟؟؟؟همش دپرسین"......دختر عمه ام بود.......و چه زود این کودک ها بزرگ شده اند و چه زود همه چیز را می بییند و من چقدر فاجعه شده ام!
پ.ن.4:آهای جلال سمیعی مگر می شود جمله ای گفت؟؟.....کداممان می توانیم این روزها و این نگاهها را توصیف کنیم .....باید باز هم بایستیم و چمهای هم را بکنیم با نگاه!
پ.ن.5: اردی بهشت امیدواریست!

درباره April 2009

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به شاسوسا شبیه تاریک من در April 2009 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی February 2009 می باشد.

آرشیو بعدی May 2009 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.